پریدن از روی نوار فرمان ها
پیوند به محتوای اصلی

پرتال گرامیداشت

:

فرمان تاریخی امام

 

 سخنراني امام

 

                     صحيفه امام، ج‏18، ص:

247

سخنرانى [در جمع اعضاى كميسيون بازرگانى (توطئه منعزل كردن اسلام)]

زمان: صبح 26 آذر 1362/ 12 ربيع الاوّل 1404

مكان: تهران، جماران‏

موضوع: توطئه منعزل كردن اسلام‏

حضار: اعضاى كميسيون بازرگانى و توزيع و رسيدگى به سؤالات و نهادهاى وابسته به نخست‏وزيرى‏

 

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏

 

تبليغات استعمارى عليه روحانيت‏

من توفيق آقايان را در خدمت به جمهورى اسلامى و اسلام از خداى تبارك و تعالى خواستارم و اميدوارم كه همه آقايان موفق باشند كه به اين ملتى كه اين همه در تحت ظلم و فشار بوده است خدمت بكنند، و همه با هم همصدا و هم عمل منظورشان همين باشد كه نجات بدهند اين كشور را از مسائلى كه برايش پيش مى‏آيد.

من امروز مغتنم است كه در حضور آقايان يك مطلبى را عرض كنم و اين مطلب مال همه است. نه مال شما آقايان، مال همه. هم مسئولين كشور است و هم مردم. ما تجربه‏هايى كه برايمان نقل شده است يا از تجربه‏هايى كه خودمان در جريانش بوديم بايد يك مطالبى را در نظر داشته باشيم. در دوران مشروطه را كه همه آقايان شنيده‏اند يك عده‏اى كه نمى‏خواستند كه در اين كشور اسلام قوه داشته باشد، و آنها دنبال اين بودند كه اينجا را آن وقت به طرف اروپا بكشند. آنها جوسازى كردند به طورى كه مثل مرحوم آقا شيخ فضل اللَّه «1» كه آن وقت يك آدم شاخصى در ايران بود و مورد قبول بود همچو جوسازى كردند كه در ميدان علنى، ايشان را به دار زدند و پاى آن هم كف زدند. و اين يك نقشه‏اى بود براى اينكه اسلام را منعزل كنند و كردند. و از آن به بعد ديگر

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 248

نتوانست مشروطه يك مشروطه‏اى باشد كه علماى نجف مى‏خواستند. حتى قضيه مرحوم آقا شيخ فضل اللَّه را در نجف هم يك جور بدى منعكس كردند، كه آنجا هم صدايى از آن درنيامد. اين جوى كه ساختند در ايران و در ساير جاها، اين جو اسباب اين شد كه آقا شيخ فضل اللَّه را با دست بعضى از روحانيون «1» خود ايران محكوم كردند و بعد او را آوردند در وسط ميدان و به دار كشيدند و پاى آن هم ايستادند كف زدند و شكست دادند اسلام را در آن وقت. و مردم غفلت داشتند از اين عمل، حتى علما هم غفلت داشتند. اين كه آنجا بود.

ترور شخصيت آيت اللَّه كاشانى‏

ما در زمان خودمان هم آقاى كاشانى را ديديم. آقاى كاشانى «2» از جوانى در نجف بودند و يك روحانى مبارز بودند. مبارزه با استعمار، آن وقت البته انگلستان بود مبارزه با او. در ايران هم كه آمدند تمام زندگى‏شان صرف همين معنا شد و من از نزديك ايشان را مى‏شناختم. در يك وقت وضع ايشان طورى شد كه وقتى كه از منزل مى‏خواست حركت كند فرض كنيد بيايند به مسجد شاه، مسجد شاه مطلع مى‏شد، در نظر داشتند، اعلام مى‏شد، اين طور بود وضع ايشان. بعدش ديدند كه اگر يك روحانى در ميدان باشد لا بد اسلام را در كار مى‏آورد، اين حتمى است و همين طور هم بود. از اين جهت شروع كردند به جوسازى. آن طور جوسازى كردند كه يك سگى را عينك به آن زدند- و آن طور كه من شنيدم- عينك زدند و از طرف مجلس آوردند اين طرف و به اسم آيت اللَّه. و من خودم در يك مجلسى بودم كه مرحوم آقاى كاشانى وارد شد در آن مجلس، مجلس روضه بود، هيچ كس پانشد. من پاشدم و يكى از علماى تهران كه الآن هم هستند و من جا دادم به ايشان- جا هم ندادند-. اين جو را درست كرده بودند براى آقاى كاشانى كه ديگر از منزلش نمى‏توانست بيرون بيايد، در يك اتاقى محبوس بود در منزلش طورى كه‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 249

نمى‏توانست بيرون بيايد. چند دفعه هم گرفتند چه كردند. آنجا هم شكست دادند، مسلمين را شكست دادند.

من حالا مى‏خواهم يك هشدارى به آقايان بدهم. مسأله الآن به يك وضعى در آمده است كه انسان مى‏بيند كه مشغول جوسازى هستند، مى‏شنود كه مشغول جوسازى هستند و بتدريج مى‏خواهند اين كار را عملى‏اش كنند. يعنى ديدند كه ايران با اين مسائلى كه در دنيا مى‏خواهند حل كنند نتوانسته‏اند كاريش بكنند، حمله كردند، حمله نظامى كردند- عرض مى‏كنم كه- اقتصادش را چه كردند، محصور كردند و همه كارى كردند، نشد آن كارى را كه آنها مى‏خواهند، يعنى منعزل كردن اسلام را مى‏خواهند. الآن آنها آن قدرى كه از اسلام خوف دارند، نه شوروى از امريكا آن قدر خوف دارد، نه امريكا از شوروى براى اينكه تمام اين مصالحى كه آنها به خيال خودشان مى‏خواهند- از مصالحى- كه براى خودشان تهيه كنند و تمام سوء استفاده‏هايى كه از تمام دنيا مى‏خواهند بكنند، مى‏بينند كه اگر چنانچه اين ترتيبى كه ايران روى كار آمده است و مشغول است، اين عملى بشود همه جا لنگ خواهد شد، مسأله، مسأله ايران نيست حالا، آن وقتها صحبت، صحبت ايران بود. الآن وضع جورى شده است كه هر جا مى‏بينيد كه الآن فرض كنيد كه در پاكستان دارند مى‏گويند كه اسلام، خوب، دولتش هم ملزم شده است كه اين را بگويد. در جاهاى ديگر هم همين طور دارند مى‏گويند، در سياهپوستان امريكا هم صدا درآمده است. اينها الآن خودشان هم مى‏بينند كه در شوروى هم كه ... صدا درآمده، خوب، مسلمين هم آنجا زيادند. آنها مى‏بينند كه اگر مهلت به اين كشور بدهند ممكن است كه منافع آنها را در تمام دنيا به خطر بيندازد. جنگ عمومى هم كه نمى‏توانند راه بيندازند. بخواهند جنگ راه بيندازند دنيا به هم مى‏خورد، نمى‏كنند. آنها عاقلتر از آن هستند كه جنگ عمومى راه بيندازند. اينها مى‏خواهند با وسيله‏هايى با حيله‏هايى از اينجا شروع كنند، از ايران شروع كنند. از ايران شروع كردن هم يكدفعه نمى‏شود بروند سراغ روحانيون. مى‏دانند كه نمى‏شود كه از اول بروند سراغ روحانيون، روحانيون را شكست بدهند. مى‏آيند هى از پايينتر شروع مى‏كنند، از پايينتر جوسازى مى‏كنند. مثلًا حالا براى دولت جوسازى‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 250

مى‏كنند، براى دولت دارند جوسازى مى‏كنند. انسان هر جا كه الآن اطلاع پيدا مى‏كند مى‏بيند كه به دولت دارند ور مى‏روند. مسأله اين نيست كه ما نظرمان به اين است كه دولت، دولت خيلى مثلًا اعلايى هست، هيچ.

ايجاد جوّ روانى توسط دشمن‏

الآن شما ملاحظه بفرماييد با اين وضعى كه ايران دارد كه در جنگ است، چند سال انقلاب است، آن انقلاب، و هجوم طوايف مختلف از همه جا به اينجا، افغانستان نمى‏دانم بيشتر از يك ميليون و يك ميليون و نيم- عرض مى‏كنم كه- از عراق آن همه اسير، آن وقت خود ما در داخل كشورمان اين همه فرارى وارد شده و اين همه مردم آمده‏اند ريخته‏اند از جاهاى ديگر. اينها يك چيزهايى است كه اگر در يك كشورى غير از كشور ايران بود، به هم خورده بود، يعنى شيرازه‏اش به هم ريخته بود. لكن ايران از باب اينكه مردم در صحنه هستند اين طور نشده، اما مى‏خواهند اين كار را شروع كنند.

من الآن به شما آقايان و به ملت ايران اين گزارش را مى‏دهم كه سن من ديگر مقتضى اين نيست كه ببينم اين چيزها را، من مى‏روم، اما شما توجه بكنيد، شما متوجه باشيد. اينها شروع كردند كه از اول يك جوى بسازند كه اين حكومت را بشكنند و بعد بروند سراغ رئيس جمهورتان و مجلستان و بعد بروند سراغ روحانيون و مسأله را از حالا اين جورى شروع كردند و شما از حالا بايد بيدار اين مطلب باشيد. بيخود نيست كه انسان يكدفعه مى‏بيند كه در قم حرف درمى‏آيد، در بازارها حرف درمى‏آيد، در مساجد حرف درمى‏آيد، در منابر حرف در مى‏آيد، در منزلهاى علما حرف درمى‏آيد، همه‏اش هم شبيه هم. اگر شما ديديد كه يك مطلبى شبيه به هم در همه جا شد بدانيد كه اين دست ديگرى در كار است، همين طور من باب اتفاق نشده است.

الآن وضع اين شده است كه انسان مى‏نشيند در اينجا مى‏بيند كه همه چيز يادشان رفته، الّا اينكه كمبود، گرانى. مگر كسى منكر اين است كه گرانى است. اما شما يادتان رفته است و شما بعضى‏هايتان يادتان است قضيه زمانى كه متفقين ريختند اينجا، شما ديديد

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 251

كه نان چه وضعى داشت، برنج چه وضعى داشت، گرانيها چه وضعى داشتند. آن وقت به پول آن وقت كه يك قرانش به قدر صد تومان حالا گاهى ارزش داشت. آن وقت برنج نمى‏دانم شده بود دوازده تومان، قند شده بود چهل تومان، نمى‏دانم چى از اين بساطى بود كه بعضى آقايان مطلع‏اند. الآن شما با اين وضعى كه داريد، كه همه دنيا با شما دشمن هستند بلا استثنا، مگر بعضى‏ها كه خيلى كم است، همه با شما مخالف‏اند. همه دنيا دستشان به اين دراز است كه يك بساطى اينجا درآورند. شما راديوها را ملاحظه كنيد.

در كويت يك قصه‏اى واقع شده است، الآن هم عراق اعلام كرده است به اينكه اين عراقى بوده و اين از چند بوده، مع ذلك دست برنمى‏دارند. مى‏گويند عراقيها طرفدار ايران‏اند، چون طرفدار ايران‏اند، پس ايران چى است ايران همه مردم دنيا طرفدارش هستند. ايران كارى كرده است كه مظلومهاى دنيا همه طرفدارش هستند. پس مظلومهاى دنيا هر جا كارى مى‏كنند ايران كار مى‏كند؟ وضع اين جور شده است كه الآن براى شما همه راديوها دست مى‏گيرند. يك قضيه‏اى در فرض كنيد كه كويت واقع مى‏شود، يكى در لبنان واقع مى‏شود، يكى در جاى ديگر واقع مى‏شود، هى ايران. الآن شروع كردند در خود ايران اين كار را دارند مى‏كنند.

حمايت از دولت‏

من به شما عرض مى‏كنم نه دولت با من- عرض مى‏كنم كه- قوم و خويش است و نه من افرادش را اكثرش را مى‏شناسم، اما من كلى قضيه را دارم مى‏گويم. دولت با اين همه كارى كه مى‏بينيد كرده است، يعنى اين مملكتى كه به هم خورده است و اين طورى است، نگذاشته به هم بخورد. نگذاشته كه اين همه جرحهايى كه، اين همه، اين مصائبى كه، و مجروحينى كه هر روز دارند مى‏آورند، اينها زمين بمانند. نگذاشته است كه مردم گرسنه بمانند. نگذاشته چه بشود. البته همه قبول دارند، خود دولت هم قبول دارد، گرانى هست.

گرانى اولًا همه جا هست، اينجاى تنها نيست. ثانياً وضع انقلابى همچو اقتضا مى‏كند، وضع جنگ اين طورى است. نبايد ما وقتى كه وضع جنگ را مى‏بينيم داريم، ما وضع‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 252

انقلاب را مى‏بينيم داريم، وضع دشمنى همه دنيا را داريم، همه‏مان بريزيم سر دولت. الآن مى‏بينيم در مجلس به دولت حمله مى‏شود، در محضر علما به دولت دارد حمله مى‏شود، در بازار به دولت حمله مى‏شود، مصاحبه‏هاى تلويزيونى به دولت ور روند، عرض مى‏كنم كه بساط وقتى درست مى‏كنند به دولت ور روند، اين بى‏جهت نيست.

خود آقايان ملتفت نيستند. آقا خودش خيلى خيلى آدم خوبى است، مى‏رود ده نفر آدم از همين اشخاصى كه مى‏خواهند اين كارها را بكنند، ايران فراوان‏اند از اين اشخاص، الآن در ايران سلطنت طلب ما داريم. در ايران مخالف با جمهورى اسلامى در اين طبقات بالايى كه مى‏خواستند عياشى بكنند، حالا نمى‏گذارند عياشى بكنند داريم. از منافقين موجودند. از اقليت موجود است. از احزاب موجود است، هستند همه، زيادند. آقايان عرض مى‏كنم كه با ظاهر خيلى خوب مى‏روند پيش فلان آقا مى‏نشينند مى‏گويند هى اسلام دارد از بين مى‏رود، ديديد چى شد، چه شد، اينها مى‏خواهند اينجا را مثل شوروى‏اش بكنند. آقا فوراً باور مى‏كند، مى‏رود مى‏گويد نخير، اى واى، چه واقع شد، اى ادارات چه شده، چه شده، چه شده، در ادارات الآن همچو ادارات صد در صد مورد مطلوبيت نيست، اما ما اساس را بايد حفظش بكنيم. اگر اساس را ما حفظ نكنيم، نه اداره براى ما باقى مى‏ماند، نه مجلس باقى مى‏ماند، نه مدرسه باقى مى‏ماند، هيچى. اين دفعه اگر اينها تسلط پيدا بكنند برما، هيچى نمى‏گذارند. مثل زمان آقاى كاشانى نيست حالا! مثل زمان مرحوم- عرض مى‏كنم كه- آقا شيخ فضل اللَّه نيست حالا يك زمانى است كه اينها ادراك كردند كه اگر اين جمهورى رشد پيدا بكند نخواهد گذاشت كه اينها منافع خودشان را ببرند، و اين را با همه جديت مى‏خواهند ببرند. و اسلام اگر اينجا سيلى بخورد، بدانيد كه ديگر تا آخر سرش بلند نمى‏شود، مگر اينكه باز يك وضع ديگرى در دنيا پيش بيايد. الآن ماييم كه بايد اين را حفظ بكنيم. ايران است كه بايد حفظ كند خودش را، مجلس بايد همراهى بكند. مى‏دانم شكايت هست، مى‏دانم كه همه چيز هست، لكن همه همراهى بكنيد آقا، دست به دست هم بدهيد كه هيچ ارگانى به زمين نخورد. زمين خوردن دولت امروز براى روحانيت هم مضر است، براى مجلس هم مضر است. همين‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 253

طورى كه مجلس زمين بخورد براى همه مضر است. همين طور كه عرض مى‏كنم كه اين دستگاه قضايى به زمين بخورد. من هم مى‏دانم شكايت زياد هست. مگر كجا شكايت نيست؟ در امريكا شما خيال مى‏كنيد شكايت نيست؟ در امريكا بيشتر از اينجا هست! در هر چند دقيقه‏اى يكى كشته مى‏شود، در هر چند دقيقه فحشا واقع مى‏شود، در هر چند ثانيه حتى چه مى‏شود. شما مى‏خواهيد بعد از انقلاب، بعد از دشمنى همه كشورهاى عالم همين طور به طور رفاه بنشينيد كار بكنيد و به طور رفاه زندگى بكنيد؟ نمى‏شود. بازار مى‏بيند كه دولت نمى‏رسد، خوب خودش همراهى بكند. الآن دولت در اطراف، در جاهايى كه بايد باشد برنج دارد، گندم دارد، همه چيز دارد، كاميون نيست. خوب همه علماى بلاد بنشينند با هم فكر بكنند كاميون درست كنند. اگر در هر شهرى چهار تا كاميون برود به اينجاها، تمام حل مى‏شود مسأله، اگر همه بلاد دست به هم بدهند. بدانند كه مى‏خواهند ريشه اين اسلام را بكنند! همه مردم اين توجه را داشته باشند، علماى بلاد اين توجه را داشته باشند، وكلا اين توجه را داشته باشند، دولت اين توجه را داشته باشد، اين اسباب اين مى‏شود كه اگر شكايت بشود بدانند كه اين طورى است، حل كنند خودشان با هم بنشينند صحبت بكنند- نمى‏شود- اين شكايت حل نشدن، اسباب اين نمى‏شود كه ما به دولت فشار بياوريم، دولت را تضعيفش كنيم كه دولت ناتوان بشود.

دولتى كه الآن بايد همه كارها را انجام بدهد، ناتوانش نبايد بكنيم. مجلسى كه بايد همه كارها را تسهيل بكند، نبايد ناتوانش بكنيم و قوه قضائيه هم همين طور.

و مسأله، مسأله مجلس نيست. مسأله دولت نيست، مسأله قوه قضائيه نيست، مسأله روحانيت نيست، مسأله اسلام است. مسأله اين است آنهايى كه دشمن‏اند، با اسلام دشمن‏اند. با قوه قضائيه دشمن نيستند، با مجلس كار ندارند، با روحانى هم كار ندارند، همه اينها براى اينكه اينها دارند براى اسلام سينه مى‏زنند، با شما مخالفند. نه براى اينكه مخالفند خودشان، مجلس يك چيزى است، نه، براى اينكه، اگر مجلس مطابق ميل آنها بود، خيلى هم خوب بود، چنانكه بود و ديديد. اگر دولت هم مطابق ميل آنها بود خيلى هم تأييدش مى‏كردند. اما آنها دولتى كه بخواهد مخالف با آنها باشد، مجلسى كه‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 254

بخواهد مخالف با آنها باشد، از ارتشى كه بخواهد مخالفت كند، با همه اينها مخالفند. و شما بدانيد كه اگر ما دست به دست هم ندهيم، همه‏مان با هم نباشيم، زمينمان خواهند زد. مجلس را زمين مى‏زنند، دولت را زمين مى‏زنند، روحانيت را زمين مى‏زنند، همه زمين مى‏خورند. پس عقل اقتضا مى‏كند كه ما الآن مشكلات را تحمل كنيم. مردم مشكلات را تحمل كنند. مشكلات كمتر است از مشكلات ما تا زمان رسول اللَّه. و آن مشكلات زمان رسول اللَّه، آن مسئوليت رسول اللَّه بدتر از اين مسئوليتى است كه ما داشتيم. مشك را بخورند براى رفع حاجتشان، آنجا آن طور بود امير المؤمنين بدتر از ما زندگى كرد و از بين بردندش. الآن اين طورى است كه ما بايد تحمل بكنيم.

اتحاد در مقابل دشمنان كمين كرده اسلام‏

مملكت ما دشمن دارد، يعنى دشمن، دشمن ايران نيست، دشمن دشمن اسلام است.

الآن دشمنهاى ما از ايرانى‏اش گرفته كه در خارج نشسته‏اند دارند بر ضد اسلام صحبت مى‏كنند، منتها شما، اين را من گفتم ساير جاها، در مجالس اينها ضد اسلام اصلًا صحبت مى‏شود، اينهايى كه در خارج رفتند، اينها همه اين طورى هستند. خوب، ما يك عده اينجا مانديم، خودمان هم بريزيم به جان خودمان چه خواهد شد؟ مجلس با دولت مخالف، دولت با مجلس مخالف، اينها چه خواهد شد؟ اينها البته ان شاء اللَّه مخالف هم نيستند. اما بايد بيشتر توجه بكنيم. علماى بلاد بايد توجه بكنند كه هر كه آمد يك نقى زد فوراً باور نكنند و صحبت بكنند و به راديو برسد و به نمى‏دانم چه برسد. اين طور صحبت نكنند، به مجالس نبرند. أئمه جمعه نبرند به مجالس صحبتها را، مى‏توانند حلش بكنند، نتوانستند هضم كنند. ما بايد امروز تحمل كنيم، صبر بايد بكنيم. فَاسْتَقِمْ كَما امِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ «1» اين چيزى بود كه پيغمبر اكرم گفت، شَيَّبَتْني سُورَةُ هُود «2» به واسطه اين، آن هم به خاطر اينكه وَ مَنْ تابَ مَعَكَ بود، براى اينكه مى‏ديد نمى‏تواند استقامت كند، ما بايد استقامت كنيم، بايد حفظ كنيم، بايد صبر كنيم.

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 255

خداوند ان شاء اللَّه همه را توفيق مى‏دهد. و اين مسائلى كه مى‏فرماييد، من هم اطلاع دارم كه اين مسائل سؤال مى‏خواهد. و ليكن اين طور نباشد كه هر روز يك وزير را بياوريد اينجا بنشانيد، دعوا بكنيد با او و تضعيف كنيد دولت را. كارى بكنيد تضعيف نشود. همه‏تان را دارند تضعيف مى‏كنند، شما نيستيد، همه است. خيال نكنيد كه شما دولت را تضعيف مى‏كنيد، نخير. شما هم دولت را تضعيف كنيد، تضعيف شماست. اين مقدمه است براى او، و الآن يك خطى در اين كار هست، مشغولند الآن. و شما بايد خيلى توجه كنيد، چشمهايتان را باز بكنيد. ملت بايد چشمش را باز كند، اين دولت را، اين مجلس را، اين جمهورى اسلامى را حفظ كنند. مردم بايد حفظ كنند. بازار بايد حفظ كند اينها را. آقا مى‏نويسد ماليات نبايد داد. آخر شما ببينيد بى‏اطلاعى چقدر! آقا، ما امروز روزى نمى‏دانم چند صد ميليون ما الآن خرج اين جنگمان است. روزى چند صد ميليون خرج جنگ را با سهم امام مى‏شود درستش كرد حالا؟ حالا ما مى‏توانيم مردم را همه را بنشانيم اينجا و به زور سهم امام بگيريم؟ سهم امام حالا به اندازه‏اى است كه همين حوزه‏ها را بگردانيم، بيشتر از اين هم نيست، يك كمى اگر بيشتر باشد مى‏دهند به دولت. يكدفعه آدم بگويد كه نخير، ما مى‏گوييم كه دولت ماليات نگيرد، سهم امام بگيرد. چه جور؟ از كجا بياوريم سهم امام اين قدر؟ ما از كجا سهم امام و سهم سادات پيدا كنيم كه دولت را اداره بكنيم، مملكت را اداره بكنيم، اين همه اشخاصى كه ريخته‏اند به جان دولت و خرج دارند و چى دارند اداره بكنيم. خوب، بى‏فكر حرف مى‏زنند آقايان، يك كسى مى‏رود يك چيزى به آنها مى‏گويد آنها هم باورشان مى‏آيد. آقايان ديگر هم همين طورند. با سلامت نفسى كه دارند باورشان مى‏آيد. بايد آقايان فكر بكنند كه هر كس آمد هر چى زد، بايد از اول حمل بر فساد بكنند كه اين مى‏خواهد يك كارى بكند. امروز كه فساد زياد است، حمل به صحت صحيح نيست، كه هر كه آمد خيال كنيم راست مى‏گويد. خيليها بودند، خوب، من يك ماه، بيست و چند روز يكى از همين منافقين با صورت صالح، با ژ- سه، با همه چيز آمد آنجا نشست در نجف، من بودم. براى من گفت،

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 256

هر روز گفت، هر روز گوش كردم، از مرحوم آقاى طالقانى «1» سفارش آورده بود، از يكى از علماى ديگر سفارش آورده بود، آنها را هم بازى داده بود آمد گفت، من ديدم خيلى اين مسلمان است، خوب ما كه اين قدر مسلمان نيستيم. من به او سوء ظن پيدا كردم، من هيچ جوابش را ندادم. فقط گفت ما مى‏خواهيم قيام مسلحانه بكنيم، گفتم نمى‏توانيد، خودتان را به كشتن ندهيد و لو ديگر جوابى به او ندادم. اينها از آن وقت نقشه مى‏كشيدند براى اين كار، حالا هم هستند در ميدان، نرفته‏اند. حالا آن جهاتى كه رفته است البته كارى نمى‏توانند بكنند، اما اين شيطنتها را مى‏توانند بكنند كه بيايند بروند در قم پيش آقايى، بروند در فرض كنيد كه اصفهان پيش آقايى، بروند در شيراز پيش آقايى، يك كارى بكنند كه صدا در بيايد. حالا از اول كى از همه ضعيفتر است براى اين كار؟ به روحانيت حمله كنيم، نه. به مجلس، نه به دولت بايد حمله كنيم، حالا به دولت. مجلس را وادار مى‏كنند به دولت- عرض مى‏كنم- روحانيون را وادار مى‏كنند به دولت، بازار را وادار مى‏كنند به دولت، همه جا به دولت. خوب دولت از بين رفت، فردا مى‏آيند سراغ شماها فردا مى‏روند سراغ رئيس جمهور و- نمى‏دانم- مجلس. همه اينها مسائل، مسأله دولت نيست. مسأله، مسأله اسلام است. من اين را براى خاطر اينكه، آقايان توجه بكنند و براى خاطر اينكه، تكليفى را ادا كرده باشم عرض كردم. و اميدوارم كه خداوند به همه ما توفيق بدهد كه همه‏مان با هم در رفع اين گرفتاريها بكوشيم. خوب، اگر آمدند شكايت كردند، برويم سراغ رفعش. نرويم سراغ اينكه دولت را تضعيف كنيم يا برويم مجلس تضعيف بكنيم يا برويم اشخاص را چه بكنيم. اين مسئله‏اى است كه من عرض كردم و من اميدوارم كه مؤثر واقع بشود در اين آقايان.

صحيفه امام    ج‏18    253    حمايت از دولت .....  ص : 251

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 251

كه نان چه وضعى داشت، برنج چه وضعى داشت، گرانيها چه وضعى داشتند. آن وقت به پول آن وقت كه يك قرانش به قدر صد تومان حالا گاهى ارزش داشت. آن وقت برنج نمى‏دانم شده بود دوازده تومان، قند شده بود چهل تومان، نمى‏دانم چى از اين بساطى بود كه بعضى آقايان مطلع‏اند. الآن شما با اين وضعى كه داريد، كه همه دنيا با شما دشمن هستند بلا استثنا، مگر بعضى‏ها كه خيلى كم است، همه با شما مخالف‏اند. همه دنيا دستشان به اين دراز است كه يك بساطى اينجا درآورند. شما راديوها را ملاحظه كنيد.

در كويت يك قصه‏اى واقع شده است، الآن هم عراق اعلام كرده است به اينكه اين عراقى بوده و اين از چند بوده، مع ذلك دست برنمى‏دارند. مى‏گويند عراقيها طرفدار ايران‏اند، چون طرفدار ايران‏اند، پس ايران چى است ايران همه مردم دنيا طرفدارش هستند. ايران كارى كرده است كه مظلومهاى دنيا همه طرفدارش هستند. پس مظلومهاى دنيا هر جا كارى مى‏كنند ايران كار مى‏كند؟ وضع اين جور شده است كه الآن براى شما همه راديوها دست مى‏گيرند. يك قضيه‏اى در فرض كنيد كه كويت واقع مى‏شود، يكى در لبنان واقع مى‏شود، يكى در جاى ديگر واقع مى‏شود، هى ايران. الآن شروع كردند در خود ايران اين كار را دارند مى‏كنند.

حمايت از دولت‏

من به شما عرض مى‏كنم نه دولت با من- عرض مى‏كنم كه- قوم و خويش است و نه من افرادش را اكثرش را مى‏شناسم، اما من كلى قضيه را دارم مى‏گويم. دولت با اين همه كارى كه مى‏بينيد كرده است، يعنى اين مملكتى كه به هم خورده است و اين طورى است، نگذاشته به هم بخورد. نگذاشته كه اين همه جرحهايى كه، اين همه، اين مصائبى كه، و مجروحينى كه هر روز دارند مى‏آورند، اينها زمين بمانند. نگذاشته است كه مردم گرسنه بمانند. نگذاشته چه بشود. البته همه قبول دارند، خود دولت هم قبول دارد، گرانى هست.

گرانى اولًا همه جا هست، اينجاى تنها نيست. ثانياً وضع انقلابى همچو اقتضا مى‏كند، وضع جنگ اين طورى است. نبايد ما وقتى كه وضع جنگ را مى‏بينيم داريم، ما وضع‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 252

انقلاب را مى‏بينيم داريم، وضع دشمنى همه دنيا را داريم، همه‏مان بريزيم سر دولت. الآن مى‏بينيم در مجلس به دولت حمله مى‏شود، در محضر علما به دولت دارد حمله مى‏شود، در بازار به دولت حمله مى‏شود، مصاحبه‏هاى تلويزيونى به دولت ور روند، عرض مى‏كنم كه بساط وقتى درست مى‏كنند به دولت ور روند، اين بى‏جهت نيست.

خود آقايان ملتفت نيستند. آقا خودش خيلى خيلى آدم خوبى است، مى‏رود ده نفر آدم از همين اشخاصى كه مى‏خواهند اين كارها را بكنند، ايران فراوان‏اند از اين اشخاص، الآن در ايران سلطنت طلب ما داريم. در ايران مخالف با جمهورى اسلامى در اين طبقات بالايى كه مى‏خواستند عياشى بكنند، حالا نمى‏گذارند عياشى بكنند داريم. از منافقين موجودند. از اقليت موجود است. از احزاب موجود است، هستند همه، زيادند. آقايان عرض مى‏كنم كه با ظاهر خيلى خوب مى‏روند پيش فلان آقا مى‏نشينند مى‏گويند هى اسلام دارد از بين مى‏رود، ديديد چى شد، چه شد، اينها مى‏خواهند اينجا را مثل شوروى‏اش بكنند. آقا فوراً باور مى‏كند، مى‏رود مى‏گويد نخير، اى واى، چه واقع شد، اى ادارات چه شده، چه شده، چه شده، در ادارات الآن همچو ادارات صد در صد مورد مطلوبيت نيست، اما ما اساس را بايد حفظش بكنيم. اگر اساس را ما حفظ نكنيم، نه اداره براى ما باقى مى‏ماند، نه مجلس باقى مى‏ماند، نه مدرسه باقى مى‏ماند، هيچى. اين دفعه اگر اينها تسلط پيدا بكنند برما، هيچى نمى‏گذارند. مثل زمان آقاى كاشانى نيست حالا! مثل زمان مرحوم- عرض مى‏كنم كه- آقا شيخ فضل اللَّه نيست حالا يك زمانى است كه اينها ادراك كردند كه اگر اين جمهورى رشد پيدا بكند نخواهد گذاشت كه اينها منافع خودشان را ببرند، و اين را با همه جديت مى‏خواهند ببرند. و اسلام اگر اينجا سيلى بخورد، بدانيد كه ديگر تا آخر سرش بلند نمى‏شود، مگر اينكه باز يك وضع ديگرى در دنيا پيش بيايد. الآن ماييم كه بايد اين را حفظ بكنيم. ايران است كه بايد حفظ كند خودش را، مجلس بايد همراهى بكند. مى‏دانم شكايت هست، مى‏دانم كه همه چيز هست، لكن همه همراهى بكنيد آقا، دست به دست هم بدهيد كه هيچ ارگانى به زمين نخورد. زمين خوردن دولت امروز براى روحانيت هم مضر است، براى مجلس هم مضر است. همين‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 253

طورى كه مجلس زمين بخورد براى همه مضر است. همين طور كه عرض مى‏كنم كه اين دستگاه قضايى به زمين بخورد. من هم مى‏دانم شكايت زياد هست. مگر كجا شكايت نيست؟ در امريكا شما خيال مى‏كنيد شكايت نيست؟ در امريكا بيشتر از اينجا هست! در هر چند دقيقه‏اى يكى كشته مى‏شود، در هر چند دقيقه فحشا واقع مى‏شود، در هر چند ثانيه حتى چه مى‏شود. شما مى‏خواهيد بعد از انقلاب، بعد از دشمنى همه كشورهاى عالم همين طور به طور رفاه بنشينيد كار بكنيد و به طور رفاه زندگى بكنيد؟ نمى‏شود. بازار مى‏بيند كه دولت نمى‏رسد، خوب خودش همراهى بكند. الآن دولت در اطراف، در جاهايى كه بايد باشد برنج دارد، گندم دارد، همه چيز دارد، كاميون نيست. خوب همه علماى بلاد بنشينند با هم فكر بكنند كاميون درست كنند. اگر در هر شهرى چهار تا كاميون برود به اينجاها، تمام حل مى‏شود مسأله، اگر همه بلاد دست به هم بدهند. بدانند كه مى‏خواهند ريشه اين اسلام را بكنند! همه مردم اين توجه را داشته باشند، علماى بلاد اين توجه را داشته باشند، وكلا اين توجه را داشته باشند، دولت اين توجه را داشته باشد، اين اسباب اين مى‏شود كه اگر شكايت بشود بدانند كه اين طورى است، حل كنند خودشان با هم بنشينند صحبت بكنند- نمى‏شود- اين شكايت حل نشدن، اسباب اين نمى‏شود كه ما به دولت فشار بياوريم، دولت را تضعيفش كنيم كه دولت ناتوان بشود.

دولتى كه الآن بايد همه كارها را انجام بدهد، ناتوانش نبايد بكنيم. مجلسى كه بايد همه كارها را تسهيل بكند، نبايد ناتوانش بكنيم و قوه قضائيه هم همين طور.

و مسأله، مسأله مجلس نيست. مسأله دولت نيست، مسأله قوه قضائيه نيست، مسأله روحانيت نيست، مسأله اسلام است. مسأله اين است آنهايى كه دشمن‏اند، با اسلام دشمن‏اند. با قوه قضائيه دشمن نيستند، با مجلس كار ندارند، با روحانى هم كار ندارند، همه اينها براى اينكه اينها دارند براى اسلام سينه مى‏زنند، با شما مخالفند. نه براى اينكه مخالفند خودشان، مجلس يك چيزى است، نه، براى اينكه، اگر مجلس مطابق ميل آنها بود، خيلى هم خوب بود، چنانكه بود و ديديد. اگر دولت هم مطابق ميل آنها بود خيلى هم تأييدش مى‏كردند. اما آنها دولتى كه بخواهد مخالف با آنها باشد، مجلسى كه‏

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 254

بخواهد مخالف با آنها باشد، از ارتشى كه بخواهد مخالفت كند، با همه اينها مخالفند. و شما بدانيد كه اگر ما دست به دست هم ندهيم، همه‏مان با هم نباشيم، زمينمان خواهند زد. مجلس را زمين مى‏زنند، دولت را زمين مى‏زنند، روحانيت را زمين مى‏زنند، همه زمين مى‏خورند. پس عقل اقتضا مى‏كند كه ما الآن مشكلات را تحمل كنيم. مردم مشكلات را تحمل كنند. مشكلات كمتر است از مشكلات ما تا زمان رسول اللَّه. و آن مشكلات زمان رسول اللَّه، آن مسئوليت رسول اللَّه بدتر از اين مسئوليتى است كه ما داشتيم. مشك را بخورند براى رفع حاجتشان، آنجا آن طور بود امير المؤمنين بدتر از ما زندگى كرد و از بين بردندش. الآن اين طورى است كه ما بايد تحمل بكنيم.

اتحاد در مقابل دشمنان كمين كرده اسلام‏

مملكت ما دشمن دارد، يعنى دشمن، دشمن ايران نيست، دشمن دشمن اسلام است.

الآن دشمنهاى ما از ايرانى‏اش گرفته كه در خارج نشسته‏اند دارند بر ضد اسلام صحبت مى‏كنند، منتها شما، اين را من گفتم ساير جاها، در مجالس اينها ضد اسلام اصلًا صحبت مى‏شود، اينهايى كه در خارج رفتند، اينها همه اين طورى هستند. خوب، ما يك عده اينجا مانديم، خودمان هم بريزيم به جان خودمان چه خواهد شد؟ مجلس با دولت مخالف، دولت با مجلس مخالف، اينها چه خواهد شد؟ اينها البته ان شاء اللَّه مخالف هم نيستند. اما بايد بيشتر توجه بكنيم. علماى بلاد بايد توجه بكنند كه هر كه آمد يك نقى زد فوراً باور نكنند و صحبت بكنند و به راديو برسد و به نمى‏دانم چه برسد. اين طور صحبت نكنند، به مجالس نبرند. أئمه جمعه نبرند به مجالس صحبتها را، مى‏توانند حلش بكنند، نتوانستند هضم كنند. ما بايد امروز تحمل كنيم، صبر بايد بكنيم. فَاسْتَقِمْ كَما امِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ «1» اين چيزى بود كه پيغمبر اكرم گفت، شَيَّبَتْني سُورَةُ هُود «2» به واسطه اين، آن هم به خاطر اينكه وَ مَنْ تابَ مَعَكَ بود، براى اينكه مى‏ديد نمى‏تواند استقامت كند، ما بايد استقامت كنيم، بايد حفظ كنيم، بايد صبر كنيم.

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 255

خداوند ان شاء اللَّه همه را توفيق مى‏دهد. و اين مسائلى كه مى‏فرماييد، من هم اطلاع دارم كه اين مسائل سؤال مى‏خواهد. و ليكن اين طور نباشد كه هر روز يك وزير را بياوريد اينجا بنشانيد، دعوا بكنيد با او و تضعيف كنيد دولت را. كارى بكنيد تضعيف نشود. همه‏تان را دارند تضعيف مى‏كنند، شما نيستيد، همه است. خيال نكنيد كه شما دولت را تضعيف مى‏كنيد، نخير. شما هم دولت را تضعيف كنيد، تضعيف شماست. اين مقدمه است براى او، و الآن يك خطى در اين كار هست، مشغولند الآن. و شما بايد خيلى توجه كنيد، چشمهايتان را باز بكنيد. ملت بايد چشمش را باز كند، اين دولت را، اين مجلس را، اين جمهورى اسلامى را حفظ كنند. مردم بايد حفظ كنند. بازار بايد حفظ كند اينها را. آقا مى‏نويسد ماليات نبايد داد. آخر شما ببينيد بى‏اطلاعى چقدر! آقا، ما امروز روزى نمى‏دانم چند صد ميليون ما الآن خرج اين جنگمان است. روزى چند صد ميليون خرج جنگ را با سهم امام مى‏شود درستش كرد حالا؟ حالا ما مى‏توانيم مردم را همه را بنشانيم اينجا و به زور سهم امام بگيريم؟ سهم امام حالا به اندازه‏اى است كه همين حوزه‏ها را بگردانيم، بيشتر از اين هم نيست، يك كمى اگر بيشتر باشد مى‏دهند به دولت. يكدفعه آدم بگويد كه نخير، ما مى‏گوييم كه دولت ماليات نگيرد، سهم امام بگيرد. چه جور؟ از كجا بياوريم سهم امام اين قدر؟ ما از كجا سهم امام و سهم سادات پيدا كنيم كه دولت را اداره بكنيم، مملكت را اداره بكنيم، اين همه اشخاصى كه ريخته‏اند به جان دولت و خرج دارند و چى دارند اداره بكنيم. خوب، بى‏فكر حرف مى‏زنند آقايان، يك كسى مى‏رود يك چيزى به آنها مى‏گويد آنها هم باورشان مى‏آيد. آقايان ديگر هم همين طورند. با سلامت نفسى كه دارند باورشان مى‏آيد. بايد آقايان فكر بكنند كه هر كس آمد هر چى زد، بايد از اول حمل بر فساد بكنند كه اين مى‏خواهد يك كارى بكند. امروز كه فساد زياد است، حمل به صحت صحيح نيست، كه هر كه آمد خيال كنيم راست مى‏گويد. خيليها بودند، خوب، من يك ماه، بيست و چند روز يكى از همين منافقين با صورت صالح، با ژ- سه، با همه چيز آمد آنجا نشست در نجف، من بودم. براى من گفت،

                        صحيفه امام، ج‏18، ص: 256

هر روز گفت، هر روز گوش كردم، از مرحوم آقاى طالقانى «1» سفارش آورده بود، از يكى از علماى ديگر سفارش آورده بود، آنها را هم بازى داده بود آمد گفت، من ديدم خيلى اين مسلمان است، خوب ما كه اين قدر مسلمان نيستيم. من به او سوء ظن پيدا كردم، من هيچ جوابش را ندادم. فقط گفت ما مى‏خواهيم قيام مسلحانه بكنيم، گفتم نمى‏توانيد، خودتان را به كشتن ندهيد و لو ديگر جوابى به او ندادم. اينها از آن وقت نقشه مى‏كشيدند براى اين كار، حالا هم هستند در ميدان، نرفته‏اند. حالا آن جهاتى كه رفته است البته كارى نمى‏توانند بكنند، اما اين شيطنتها را مى‏توانند بكنند كه بيايند بروند در قم پيش آقايى، بروند در فرض كنيد كه اصفهان پيش آقايى، بروند در شيراز پيش آقايى، يك كارى بكنند كه صدا در بيايد. حالا از اول كى از همه ضعيفتر است براى اين كار؟ به روحانيت حمله كنيم، نه. به مجلس، نه به دولت بايد حمله كنيم، حالا به دولت. مجلس را وادار مى‏كنند به دولت- عرض مى‏كنم- روحانيون را وادار مى‏كنند به دولت، بازار را وادار مى‏كنند به دولت، همه جا به دولت. خوب دولت از بين رفت، فردا مى‏آيند سراغ شماها فردا مى‏روند سراغ رئيس جمهور و- نمى‏دانم- مجلس. همه اينها مسائل، مسأله دولت نيست. مسأله، مسأله اسلام است. من اين را براى خاطر اينكه، آقايان توجه بكنند و براى خاطر اينكه، تكليفى را ادا كرده باشم عرض كردم. و اميدوارم كه خداوند به همه ما توفيق بدهد كه همه‏مان با هم در رفع اين گرفتاريها بكوشيم. خوب، اگر آمدند شكايت كردند، برويم سراغ رفعش. نرويم سراغ اينكه دولت را تضعيف كنيم يا برويم مجلس تضعيف بكنيم يا برويم اشخاص را چه بكنيم. اين مسئله‏اى است كه من عرض كردم و من اميدوارم كه مؤثر واقع بشود در اين آقايان.

و السلام عليكم و رحمة اللَّه‏